به سايت ابديت با مسيح خوش آمــــديــــد
تأملي بر ضرورت آگاهي از

تعاليم فرقه‌هاي مختلف مذهب پروتستان

اهميت آگاهي از عقايد شاخه‌هاي مذهب پروتستان

گسترش جهان‌بيني

يادآوري اين نکته ضروري است که هدف اين مجموعه از مطالب اين نيست که از اعتقادات فرقه خاصي دفاع کنيم يا فرقه خاصي را تخطئه نماييم. هدف صرفاً آشنايي با عقايد و آداب کليساهاي مختلف مسيحيت است. براي يک مسيحي هشيار و آگاه بسيار ضروري است که فارغ از تعصب، آراء ساير فرقه و حتي اديان را مطالعه کند. اين امر سبب مي‌شود که جهان‌بيني گسترده‌تري بيابيم و بدانيم که ديگراني نيز که خود را مسيحي مي‌دانند و مسيح را در مقام پسر خدا و يگانه منجي مي‌پذيرند، چرا در فروع، عقايد متفاوتي دارند يا به شکل خاصي عبادت مي‌کنند. هيچيک از اينها بي‌علت نيست. محکوم کردن ديگران صرفاً به اين علت که هر کس کليساي خود را بر حق مي‌داند، کاري است بسيار آسان. اما شخصي که دست به مطالعه مي‌زند و با نگرش ساير فرقه‌هاي مسيحيت آشنا مي‌شود، پي مي‌برد که آنها به چه دليل اينچنين اعتقاد دارند و اينچنين عبادت مي‌کنند






اجتناب از انحصارگرايي

درضمن، مسيحي هشيار و آگاه که از محتواي کتاب‌مقدس نيز به‌خوبي آگاهي دارد، پس از دست‌يازي به مطالعه به‌دور از تعصب، متوجه مي‌شود که گويا ديگران نيز حرفي براي گفتن دارند. يک چنين شخصي اهل مدارا مي‌شود و از انحصارگرايي و انحصارطلبي دوري مي‌گزيند، و براي عقايد ديگران نيز احترام قائل مي‌شود. اينچنين، مفهوم اتحاد کليساي جهاني مسيح تحقق مي‌يابد

سالها پيش، بنده حقير کتابچه‌اي نوشتم به‌نام ”فرقه‌ها و شاخه‌هاي مسيحيت“. دوستي پس از مطالعه آن، نزدم آمد و حيران و پريشان گفت: ”همه اين فرقه‌ها بخشي از حقيقت را مي‌گويند! پس کداميک از همه درست‌تر است؟!“ بنده نيز در جواب گفتم: ”بلي، درست است. هر يک از اين فرقه‌ها بر جنبه‌اي از حقيقت کتاب‌مقدس تأکيد مي‌ورزند. تو آن را انتخاب کن که با عوالم و روحيات و جهان‌بيني خودت سازگارتر است و خدا نيز حتماً تصميم تو را خواهد پذيرفت 



تعليم شايسته به اعضاي کليسا

درضمن، مطالعه و آگاهي از آراء و عقايد ساير فرقه‌ها سبب مي‌شود خادم کليسا در تعاليم کليسايي که به آن وابسته است، راسخ‌تر گردد و بداند دقيقاً به چه اعتقاد دارد و چرا به آن اعتقاد دارد. در سفرهايي که به کليساهاي مختلف کرده‌ام، متوجه شده‌ام که گاه خودِ خادم نيز نمي‌داند تعاليم فرقه‌اي که به آن وابسته است چيست. مشاهده کرده‌ام که گاه خادمي پنطيکاستي که بايد تعاليم ”آرميني“ بدهد، از سر ناآگاهي، دقيقاً تعاليم کالويني مي‌دهد؛ يا در مورد بازگشت مسيح تعليمي مي‌دهد که خاص کليساهاي پرزبيتري است؛ يا در مورد موضوع تعميد روح‌القدس و تکلم به زبانها، تعليمي مي‌دهد که خاص گروههاي کريزماتيک است، نه پنطيکاستي. همچنين ممکن است خادم کليسا، واعظ يا معلمي را که متعلق به فرقه‌اي ديگر است براي خدمت دعوت کند و اين واعظ يا معلم مهمان تعاليمي بدهد که با آنچه اعضاي آن کليسا تا کنون شنيده‌اند منافات داشته باشد. در اين صورت، شايسته است که براي جلوگيري از تشنج فکر اعضا، از قبل توافقي در مورد تعاليمي که داده مي‌شود، حاصل شود

نفس اين تفاوت‌هاي فرقه‌اي ممکن است براي خادم در مقام ”پژوهشگري بي‌طرف“ اشکالي نداشته باشد، اما به‌مجرد اينکه اين خادم پژوهشگر در مقام ”معلم و شبان“ بر منبر قرار مي‌گيرد، مناسب است آراء و عقايد فرقه خود را به‌وضوح به اعضا تعليم دهد. روشن نکردن تعاليم فرقه‌اي باعث مي‌شود که اعضاي کليسا ندانند بالاخره به چه چيز بايد اعتقاد داشته باشند، و به‌هنگام مواجهه با تعاليم ديگر، دچار سردرگمي شوند. لذا، آگاهي از اعتقادات فرقه‌اي براي خادمين بسيار ضروري مي‌باشد. هدف از نگارش اين مجموعه از مقالات، تأمين موارد فوق مي‌باشد



يک درد دل: کليساهاي بين‌الفرقه‌اي

امروزه متداول شده که بعضي از کليساها، خود را بين‌الفرقه‌اي يا غيرفرقه‌اي مي‌نامند و مي‌گويند که به هيچيک از فرقه‌هاي اصلي مسيحيت وابسته نيستند؛ مي‌گويند که درِ کليسا به روي مسيحيان از هر فرقه‌اي باز است و اينکه اين کليسا بر هيچيک از فروع اعتقادات که باعث ايجاد فرقه‌هاي مختلف شده، اصرار نمي‌ورزد. اين امر در ظاهر بسيار زيبا است. اما توجه شما را به يک نکته حساس جلب مي‌کنم. شبان کليسا در مقام انساني فکور و صاحب انديشه، چه بخواهيم و چه نخواهيم، در مورد فروع معتقدات مسيحي، داراي نظري است شخصي و اين نظر را خواهي‌نخواهي در موعظه‌ها و تعاليم خود عنوان مي‌کند. اين امر غير قابل اجتناب است. اين امر في‌نفسه اشکالي ندارد و بسيار آزادانديشانه است؛ اما در اين آشفته‌بازار عقايد نظرات مختلف در عالم مسيحيت، تکليف ”اعضاي کليسا“ چيست؟



يک نمونه: تکلم به زبانها

نظر شبان کليسا در مورد تکلم به زبانها (که امروزه داغترين موضوع در کليساها است) چيست؟ چه بخواهيم و چه نخواهيم، شبان کليسا شخصاً در اين مورد نظري دارد. اگر به عضو بگويد که تکلم به زبانها يگانه نشانه تعميد روح‌القدس است، خودبه‌خود موضع کليساهاي پنطيکاستي را به خود گرفته است. اگر بگويد که تکلم به زبانها فقط يکي از عطايا است، باز خودبه‌خود موضع کليساهاي کريزماتيک را به خود گرفته است، که در اين صورت، موضع اکثريت فرقه‌هاي مسيحي را، از کاتوليک گرفته تا جديدترين کليساهايي که مانند قارچ از زمين سر بر مي‌آورند، اتخاذ کرده است



نمونه‌اي ديگر: تعميد نوزادان

نظر شبان در مورد تعميد نوزادان چيست؟ اگر به عضو بگويد که اين امر خلاف کتاب‌مقدس است، خودبه‌خود موضع کليساهاي باپتيست و پنطيکاستي را اتخاذ کرده است. اگر بگويد که تعميد کودکان مجاز است، باز خودبه‌خود تابع نظر يکي از کليساهاي ارتودکس يا کاتوليک يا پرزبيتري يا انگليکن يا متوديست شده است. اما بهرحال، شبان موضعي را انتخاب مي‌کند



باز نمونه‌اي ديگر: شيوه تعميد

نظر شبان در مورد شيوه تعميد چيست؟ آيا تعميد بايد حتماً با غوطه‌ور شدن باشد، يا ريختن آب بر روي سر يا پاشيدن آب بر سر متقاضي نيز قابل قبول است؟ اگر شبان شخصاً معتقد به شيوه غوطه‌ور شدن باشد، خودبه‌خود موضع باپتيستها و پنطيکاستي‌ها را اتخاذ کرده است. اگر بگويد ساير شيوه‌ها نيز قابل قبول است، مي‌تواند تابع هر يک از کليساهاي ديگر باشد

همين موضع‌گيري شخصي در خصوص تعاليمي نظير عشاء رباني، امنيت ابدي ايمانداران، ماهيت و رسالت کليسا، شيوه اداره کليسا، بازگشت مسيح و خيلي فروع ديگر صادق است



نتيجه اين امر: پيدايي فرقه‌اي جديد

وقتي مجموعه اين فروع را در کنار هم قرار بدهيم، چيزي نمي‌گذرد که مي‌توانيم تشخيص دهيم که شبان شخصاً در چه مواردي تابع نظر کدام فرقه است. اگر شبان براي هر فرعي از اعتقادات، تابع يکي از فرقه‌ها يا جريانات فکري باشد، طبق شهادت تاريخ کليسا بعد از چند دهه، خودبه‌خود فرقه جديدي به‌وجود خواهد آمد متشکل از اختلاطي از عقايد مختلف. باز هم اين خود نوعي فرقه مي‌شود



اعضاي بينوا

حال ممکن است برخي از همسنگران فکر کنند که بنده مي‌خواهم خط مشخصي بکشم و سفيد را از سياه جدا کنم. دلمشغولي و دغدغه و نگراني من، اعضاي بينوايي هستند که اکثرشان هيچگاه به جايگاه يک انديشمند نخواهند رسيد تا خود بتوانند موضع‌گيري کنند يا به جايي برسند که اساساً نيازي به موضع‌گيري نداشته باشند. براي اين اعضا که اکثريت ايمانداران را تشکيل مي‌دهد، شايد مناسب باشد اصول واحد و مشخصي در کليسا عرضه شود و او بداند که کليسايش به اين يا به آن موضوع اعتقاد دارد. اما شبان مي‌تواند ضمن تعليم اين اصول فرقه‌اي، آن دسته از اعضا را که مستعد براي دريافت انديشه‌هايي عميق‌تر هستند، با نظرات و تفکرات علماي الهي مختلف آشنا سازد. اما بلاتکليف گذاشتن اعضاي عادي کليسا از نظر بنده نه مفيد و سازنده است و نه انساني

بنده با يکي از اين کليساها آشنايي دارم که کاملاً بين‌الفرقه‌اي است. خود رهبران کليسا نيز با هم در فروع اتفاق نظر ندارند. وقتي پاي صحبت اعضاي اين کليسا مي‌نشينم، با سخناني اينچنين مواجه مي‌شوم: ”بالاخره ما نفهميديم بايد به زبانها حرف بزنيم يا نه! بالاخره ما نفهميديم تکلم به زبانها نشانه است يا عطا؟ بالاخره ما نفهميديم يک بار که ايمان آورديم، نجاتمان براي ابد محفوظ است، يا ممکن است در اثر غفلت شخصي، آن را از دست بدهيم

آنچه دل بنده براي آن مي‌سوزد، نه صرف اعتقادات، بلکه اين عده از اعضا است. آيا در مقام ”شبان“ و نه در مقام ”متفکر يا انديشه‌ورز“، نبايد باعث آسودگي خيال اين دسته از اعضا شد که هرگز به سطح انديشمند مسيحي نخواهند رسيد؟

در خاتمه‌  اميدوارم اين کتاب ناقابل جرقه‌اي باشد براي تحقيقات بيشتر و نگارش کتاب‌هايي مفيد از سوي همقطارانم که دانششان به‌مراتب وسيع‌تر و عميق‌تر از اين حقير مي‌باشد، و مسيحيان گرامي نيز پي برده باشند که با تعاليم خاص فرقه خود آشنا شوند
تماس با ماکتابخانهدربـاره ماموعظهويـدئـوهاوسرودهاآنچه بايدبدانيمصفحه اصلي
www.abadiyat.com. All rights reserved.powered by
www.bestwebsite.ca