به سايت ابديت با مسيح خوش آمــــديــــد
کليساي باپتيست
عقايد کليساي باپتيست
کليساي باپتيست با اينکه يکي از قوي‌ترين فرقه‌هاي مذهب پروتستان در جهان مي‌باشد، اما نکته حيرت‌انگيز اين است که هيچ پژوهشگري به‌درستي نمي‌داند اساس و منشأ اين فرقه کجا است و بنيانگذار آن کيست!در ميان فرقه‌ها و شاخه‌هاي اصلي مذهب پروتستان (يعني کليساهاي لوتري انگليکن، پرزبيتري، و متوديست)، وجه مشخصه اصلي کليساي باپتيست اين بوده که تعميد نوزادان يا خردسالان نزد آنها مطلقاً مورد پذيرش نيست و شخص بايد به‌هنگام رسيدن به بلوغ فکري و نيل به ايماني شخصي به مسيح، غسل تعميد بگيرد. به همين دليل است که ايشان را ”باپتيست“ يعني تعميديون ناميدند. کليساهاي باپتيست به روش غوطه‌ور شدن تعميد مي‌دهند. اما بايد توجه داشت که سن خاصي براي اين بلوغ فکري وجود ندارد؛ لذا شخص مي‌تواند در سنين نوجواني نيز تعميد بگيرد بدون اينکه به سن قانوني رسيده باشد. اين اعتقاد کليساي باپتيست در مورد تعميد بزرگسالان بعدها از سوي کليساهاي پنطيکاستي و بسياري از کليساهاي آزاد مورد پذيرش واقع شد

نهضت باپتيست در اوايل قرن هفدهم در انگلستان به شکوفايي خود رسيد. در آغاز، گروههاي مختلف وابسته به اين نهضت، پيرو نظريه آرمينيوس هلندي بودند که نگرش کالون را در خصوص پيش‌گزيدگي دوگانه براي نجات و محکوميت را رد مي‌کرد و بر آزادي اراده انسان در انتخاب نجات يا هلاکت پاي مي‌ورزيد. اما بعداً همه گروههاي باپتيست ديدگاههاي کالوني را پذيرفتند

روش اداره کليسااز همان آغاز، تأکيد باپتيست‌ها بر جدايي کامل جماعت ايمانداران از دولت بود. اين امر در نقطه مقابل نظرات کليساي انگليکن قرار داشت که کليساي دولتي انگلستان بود. باپتيست‌ها معتقد به کليساهاي محلي و منفرد بودند. ايشان بر اين باور بودند که هر کليساي محلي متشکل از ايمانداراني است که در تفسير کتاب‌مقدس و اداره امور داخلي مستقل و آزاد است. هر جماعت محلي آزاد است تا شبان خود را انتخاب کند. اين روش هنوز نيز در کليساهاي باپتيست مورد اجرا است.تصميم‌گيري‌ها در کليساي باپتيست تحت اختيار اعضاي کليساي محلي است. هيچ کليساي محلي بر کليساي محلي ديگر برتري و اقتدار ندارد. لذا تصميمات در جلسه اعضا اتخاذ مي‌گردد. اما کليساهاي محلي باپتيست در هر کشوري ”اتحاديه“ يا ”انجمن‌هايي“ براي تقويت يکديگر تشکيل مي‌دهند. در ايالات متحده، اتحاديه‌هاي مختلف باپتيست وجود دارد که بزرگترين آنها ”ساؤدِرْن باپتيست کانـْوِنـْشن Southern Baptist Conventionمي‌باشد. طبق آمار، در سال 1997، در ايالات متحده، بيش از 33 ميليون مسيحي باپتيست وجود داشته است.”کليسا“ از ديدگاه باپتيست‌ها، يا به کليساهاي محلي اشاره دارد، يا به کليساي جهاني که متشکل از تمامي قوم خدا است. اتحاديه‌ها يا انجمن‌هاي ملي باپتيست دانشگاههاي متعددي براي تربيت خادم تأسيس کرده‌اند.با آگاهي از عقايد کليساي باپتيست و روش اداره کليسا و کلاً ديدگاه اين فرقه در مورد کليسا، خوانندگان گرامي مي‌توانند به تأثير شگرفي که اين نهضت بر اعتقادات کليساهاي آزاد امروزي گذاشته است پي ببرند. ريشه‌هاي تاريخي کليساي باپتيستهمانطور که اشاره شد، پژوهشگران نمي‌توانند به دقت بر ريشه‌هاي تاريخي کليساي باپتيست انگشت بگذارند. به‌عبارت ديگر، مشخص نيست که اين شاخه از مذهب پروتستان دقيقاً از کجا آغاز شد و بنيانگذار آن چه کس يا چه کساني بودند، حال آنکه ساير شاخه‌هاي مذهب پروتستان، ريشه‌هاي تاريخي مشخصي دارند.با اين حال، مي‌توان ردپاهايي در تاريخ يافت که به روشن شدن موضوع کمي کمک مي‌کند. همزمان با آغاز نهضت لوتر و نواخته شدن اولين نواهاي جدايي از کليساي روم در اوائل قرن شانزدهم، عده‌اي در سوئيس و در آلمان ظاهر شدند که اعتقاداتي بسيار راديکال‌تر از لوتر و کالون داشتند. از آنجا که اين عده بر اين عقيده پاي مي‌ورزيدند که تعميدي که مسيحيان در نوزادي گرفته‌اند درست نيست و بايد در بزرگسالي مجدداً تعميد بگيرند، ايشان را ”آناباپتيست“ ناميدند، يعني کساني که با تعميد مخالف‌اند، البته با تعميد نوزادان و خردسالان. اين گروه تفسيري بسيار تحت‌اللفظي از کتاب‌مقدس به‌دست مي‌دادند که منجر مي‌شد به اينکه معتقد باشند که بازگشت مسيح در روزگار خود آنها روي خواهد داد. ايشان حتي شهري را در آلمان تعيين کردند و مي‌گفتند که آن شهر، همان اورشليم آسماني خواهد بود و مسيح از آنجا بر جهان فرمان خواهد راند. آناباپتيست‌ها خودشان به گروههاي مختلفي تقسيم مي‌شدند و گروه واحدي را تشکيل نمي‌دادند. ايشان در همان قرن شانزدهم هم از سوي کليساي کاتوليک مورد آزار قرار گرفتند و هم از سوي پروتستانها. در اواخر قرن 16 و اوائل قرن 17، عده کوچکي از ايشان هنوز در هلند باقي بودند.در همين اوضاع و احوال، کليساي انگليکن در انگلستان استقرار يافت. اما از همان آغاز پيدايي کليساي انگليکن در انگلستان، عده‌اي از مذهبيون انگليسي علم مخالفت با آن را بر داشتند و مي‌گفتند که کليسا بايد از دولت جدا باشد و افراد تشويق شوند که طي تجربه‌اي روحاني، با خدا ملاقات داشته باشند. اين گروههاي ناراضي را جدايي‌خواه“ ناميدند. ايشان از سوي دولت انگلستان مورد آزار قرار گرفتند. عده‌اي از آنان به‌دنبال اين آزارها، حدوداً در سال 1607 به آمستردام (هلند) گريختند. ايشان در هلند با باقي‌مانده آناباپتيست‌ها آشنا شدند. رهبر اين گروه به نام جان اسميت احتمالاً در سال 1609 خود را غسل تعميد داد، و بعد رهبر ديگري را به‌نام تامس هِلـْويس و عده‌اي ديگر را نيز تعميد داد. تامس هلويس در سال 1612 به انگلستان باز گشت و نخستين کليساي ”باپتيست“ را در انگلستان پايه گذارد. ايشان در آغاز به روش ”ريختن آب“ تعميد مي‌دادند و نيز پيرو عقايد آرمينيوس بودند. اما پس از مدتي در حدود سال 1633، گروه نيرومندتر اين شاخه، عقايد کالون را پذيرفتند و به روش غوطه‌ور شدن تعميد مي‌دادند. پيروان همين گروه بودند که به آمريکا مهاجرت کردند و کليساي باپتيست را در آمريکا بنيان گذاشتند. و به اين ترتيب، نهضت باپتيست در ساير نقاط جهان اشاعه يافت
تماس با ماکتابخانهدربـاره ماموعظهويـدئـوهاوسرودهاآنچه بايدبدانيمصفحه اصلي
www.abadiyat.com. All rights reserved.powered by
www.bestwebsite.ca