به سايت ابديت با مسيح خوش آمــــديــــد
جمع‌بندي



در فصل‌هاي گذشته، به بررسي آراء و عقايد و آيينهاي اکثر فرقه‌هاي مسيحيت پرداختيم. در اين فصل، ضمن جمع‌بندي مطالب گذشته، به ارائه تصويري کلي از وضعيت کنوني مسيحيت خواهيم پرداخت

کليساها را امروزه مي‌توان به دو گروه مشخص و متمايز تقسيم کرد. يک گروه، کليساهاي باستاني و سنت‌گرا است (نظير کليساهاي کاتوليک و ارتودکس)، و گروه ديگر مجموعه کليساهاي پروتستان





بنياد اعتقادات کليساهاي سنت‌گرا

کليساهاي سنت‌گرا عمدتاً عبارتند از کليساهاي کاتوليک، ارتودکس يوناني، و ارتودکس روس. کليساهاي قبطي (در مصر)، ماروني (در سوريه)، گريگوري ارمني، و کليساي شرق آشور نيز جزو کليساهاي سنت‌گرا و باستاني مي‌باشند

همان گونه که در بخش مربوطه اشاره شد، ويژگي اصلي اين کليساها اين است که براي سنت پدران اوليه کليسا و مرجعيت کليسا جايگاه خاصي قائلند. به‌بياني ساده‌تر، اين کليساها اصول عقيدتي و آيينهاي مقدس و رسوم عبادتي خود را نه‌تنها از کتاب‌مقدس، بلکه از نوشته‌هاي پدران کليسا و نيز مصوبات کليسا اخذ مي‌کنند

اين کليساها به‌منظور توجيه روش خود، به داده‌هاي تاريخي استناد مي‌کنند. طبق اين داده‌ها، مسيحيت در قرن اول به‌دنبال نگارش عهدجديد به وجود نيامد، بلکه در اثر پيام و تعليم رسولان. پيش از آنکه نگارش کتاب‌هاي عهدجديد به‌تدريج تا اواخر قرن اول به پايان برسد، کليسا و مسيحيت وجود داشت و اعتقادات و آيينهاي عبادتي اين کليسا بر پايه تعاليم شفاهي رسولان قرار داشت. به اين ترتيب، مي‌توان گفت که اعتقادات و عبادات و رسوم کليسايي نظير کليساي کاتوليک، بر سه ستون اصلي استوار است: کتاب‌مقدس، سنت پدران، و مصوبات کليسا. اين ستونها هر سه به يک اندازه از اعتبار و مرجعيت برخوردارند

براي مثال، ممکن است يک پروتستان به يک کاتوليک بگويد: ”در هيچ جاي عهدجديد نيامده که مي‌توانيم به قديسين و شهيدان دعا کنيم و از ايشان طلب شفاعت نماييم. چرا شما چنين مي‌کنيد؟“ يک کاتوليک آگاه در پاسخ به اين سؤال خواهد گفت: ”از آنجا که طبق نوشته‌هاي پدران کليسا در قرن دوم، مسيحيان اوليه چنين دعايي مي‌کرده‌اند.“ يا ممکن است بپرسد: ”در عهدجديد آمده که نوايمانان را به‌هنگام غسل تعميد، در آب غوطه‌ور مي‌ساختند. پس چرا شما آنها را با ريختن آب بر سرشان تعميد مي‌دهيد؟“ باز کاتوليک آگاه پاسخ خواهد داد: ”از آنجا که طبق کتاب «ديداکه» که همزمان با آخرين دهه از عمر يوحناي رسول نوشته شده، مسيحيان اوليه در مکان‌هايي که آب کافي نبود، اجباراً چنين مي‌کردند، و اين روش در ميان پدران اوليه کليسا مرسوم بوده است.“ کساني که مطالعه‌اي در آثار و نوشته‌هاي پدران اوليه کليسا داشته‌اند، قطعاً متوجه شده‌اند که اين ادعاها در اين نوشته‌ها منعکس مي‌باشد

به اين ترتيب، مي‌توان مشاهده کرد که منبعي که کليساهاي سنت‌گرا اصول اعتقادي و آيينها و رسوم خود را از آن استخراج مي‌کنند، بر خلاف پروتستان‌ها، فقط محدود به کتاب‌مقدس نيست، بلکه سنت پدران کليسا و مصوبات مجمع اسقفان در هر دوره‌اي، براي ايشان به همان اندازه مرجعيت و حُجيّت دارد



ستون يگانه کليساهاي پروتستان

در اواخر قرون وسطي (يعني سده‌هاي چهاردهم و پانزدهم ميلادي)، کليساي کاتوليک در ورطه افراط افتاد. امروزه اين کليسا اين امر را تصديق مي‌کند. کليسا به دنيادوستي و تجمل گرايش يافته بود. پاپ‌ها قدرت داشتند پادشاه يا حکمراني را در اروپا نصب يا عزل کنند. پاپ در واقع بر مسند امپراطوران روم باستان نشسته بود و بر امور سياسي اروپا سلطه کامل داشت. در دربار پاپ فساد اخلاقي به چشم مي‌خورد. کليسا هر کسي را که عقيده‌اي خلاف اعتقادات روم ابراز مي‌کرد، يا خاموش مي‌ساخت يا يکسره اعدام مي‌کرد. کشيشان کاتوليک متعددي به اين افراط‌ها و فسادها اعتراض کردند، اما اکثر آنان اعدام شدند

اما در اوائل سده شانزدهم، کشيشي کاتوليک در آلمان بار ديگر علم مخالفت را با افراط‌هاي روم بر افراشت. از اقبال خوب او، حکمرانان وقت به‌خاطر ملاحظات سياسي و اقتصادي، او را مورد پشتيباني قرار دادند و حتي به نهضت او پيوستند. قصد لوتر اين نبود که کليسايي جديد پديد آورد، بلکه مي‌خواست کليسا از درون متحول شود. او قصد داشت کليسا را از برخي افراط‌ها و فسادهاي اخلاقي دور سازد. اما وقتي کار به جايي نبرد، کليسايي نو تشکيل داد

مهم‌ترين اصلي که لوتر به آن پايبند بود، بازگشت به اصول عهدجديد بود. از او اين شعار بر جاي مانده است: ”فقط کتاب‌مقدس“. او معتقد بود که هر چه در عهدجديد يافت نشود يا با روح آن مغاير باشد، بايد از مسيحيت زدوده شود. به اين ترتيب، نهضت پروتستان به وجود آمد که مي‌کوشيد اصول اعتقادات و آيينهاي مقدس و رسوم عبادي را با عهدجديد مطابقت دهد. لوتر مي‌گفت که کتاب‌مقدس بايد به زبان مردم هر سرزمين ترجمه شود، و هر کس بايد کتاب‌مقدس را بخواند و مي‌تواند آن را تفسير کند. اين رويکرد او درست در نقطه مقابل نظر کليساي کاتوليک قرار داشت که مي‌گفت فقط مجمع اسقفان صلاحيت دارد کتاب‌مقدس را تفسير کند. لذا لوتر کليسايي بنياد نهاد که بر تفسير خود او از کتاب‌مقدس مبتني بود. اين همان کليساي لوتري است که امروز عمدتاً در آلمان و کشورهاي اسکانديناوي مستقر مي‌باشد

اما لوتر تنها کسي نبود که تفسير خاص خود را ارائه داد. تقريباً همزمان با او بود که زوئينگلي و کالون در سوئيس تفسيرهاي خود را ارائه دادند. کالون کليساي پرزبيتري را بنيان گذاشت. ديري نپاييد که کليساي کاتوليک انگلستان خود را از سلطه پاپ خارج ساخت و کليساي انگليکن را به وجود آورد. در اوائل سده هفدهم نيز کليساي باپتيست پا به عرصه وجود گذاشت. در سده هجدهم، جان و چارلز وزلي کليساي متوديست را بنيان گذاشتند. همه اينها معتقد بودند که تفسيرشان از کتاب‌مقدس يگانه تفسير درست است. به اين ترتيب کليساهاي مختلفي تحت چتر مشترک ”پروتستان“ به وجود آمد؛ اين چتر مشترک همانا تلاش براي پايبندي به شعار ”فقط کتاب‌مقدس“ مي‌باشد. کليساهايي که نام برديم، يعني کليساهاي لوتري، پرزبيتري، انگليکن، باپتيست، و متوديست، با عنوان کليساهاي جريان اصلي (mainstream)يا کليساهاي نهادينه معروف هستند. کليساهاي جريان اصلي اکنون در سراسر دنيا پيرو دارند

کليساي متوديست در ايالات متحده بسيار نيرومند شد. از بطن اين کليسا در سده نوزدهم، نهضتي به وجود آمد که به ”نهضت تقدس“ (Holiness Movement)معروف است. اين نهضت تأکيد بيشتري بر اعتقاد جان وزلي به تجربه مشخص بازگشت و تولد تازه گذاشت. در اواخر قرن مزبور، اين تجربه تقديس را تعميد به روح‌القدس ناميدند. موضوع شفا از تأکيدات عمده نهضت تقدس گرديد

و باز از بطن همين نهضت تقدس بود که در اوائل سده بيستم در ايالات متحده، نهضت پنطيکاستي پديدار گشت. در نيمه دوم قرن بيستم نيز نهضت کريزماتيک تحت تأثيرات نهضت پنطيکاستي به وجود آمد. همان گونه که در فصل قبل شرح داده شد، جنبش کريزماتيک به کليساهاي نهادينه نيز نفوذ کرد و امروزه شمار فزاينده‌اي از اعضاي اين کليساها، کريزماتيک هستند

از اواسط قرن بيستم در ايالات متحده، خادمين مختلف کليساها يا سازمانهاي (Ministries)خاص خود را به وجود آورده‌اند که به کليساها يا سازمانهاي غيرفرقه‌اي (non-denominational)معروف‌اند. هر يک از اين کليساها يا سازمانها که اغلب کريزماتيک هستند، پيرو نظرات و اعتقادات و روشهاي رهبر خود مي‌باشند. اما از آنجا که اظهار مي‌دارند پيرو شعار پروتستان، يعني ”فقط کتاب‌مقدس“ هستند، خود را پروتستان مي‌دانند



وضعيت امروز

در توصيف وضعيت امروز مسيحيت در جهان، بايد گفت که تعداد اعضاي کليساهاي نهادينه رو به کاهش است، اما در مقابل، شمار اعضاي کليساهاي پنطيکاستي و کريزماتيک به‌شکلي چشمگير رو به فزوني است. شايد يکي از علل عمده اين امر، حالت پر شور و هيجان‌انگيز جلسات اين کليساها باشد که با رقص و پايکوبي و سرودهاي هيجان‌آور و اتفاقات ملموس و بيروني نظير افتادن، خنده، نبوت، تکلم به زبانها و نظاير اينها همراه است. همچنين بايد توجه داشت که تأکيد اين کليساها بر شفا، وعده موفقيت و کاميابي، و تضمين اين امر که خدا در پاسخ به ايمان فرد، هر مشکل او را برطرف مي‌سازد، مسيحيتي لمس‌شدني و مرتبط به دردها و رنجهاي انسان را ارائه مي‌دهد که طبعاً دردمندان را به خود جلب مي‌کند و نيز خلأ روحاني ناشي از جامعه‌اي ماده‌گرا را پر مي‌سازد. امروزه، افزايش تعداد کليساهاي غيرفرقه‌اي چنان زياد شده که تصور نمي‌شود در شرايط کنوني، ديگر قابل کنترل باشد



علل اين تنوع گسترده

در مقابل چنين تنوعي در مذهب پروتستان چه بايد گفت؟ چرا اين همه تنوع؟ علت اصلي آن را بايد در ماهيت کتاب‌مقدس جستجو کرد. طبق شعار پيشگامان نهضت اصلاحات، هر کس مي‌تواند کتاب‌مقدس را بخواند و درک کند و تفسير نمايد. اما اگر درک کتاب‌مقدس اينچنين سهل و ساده است، پس چرا در همان آغاز نهضت پروتستان، شاهد پيدايي گروهها و فرقه‌هاي مختلف هستيم، در حالي که همه آنها نيز مدعي بودند که عقايد و رسومشان منطبق بر کتاب‌مقدس است و فقط خودشان درک درست را از اين کتاب دارند؟



ماهيت کتاب‌مقدس

همان گونه که ذکر شد، موضوع ماهيت کتاب‌مقدس از علل اصلي اين تنوع است. اما اين بحثي است طولاني و مستلزم کتابي ديگر است. واقعيت اين است که به‌غير از اصول اساسي اعتقادات (نظير وحدانيت خدا، تثليث، کفاره)، بسياري از مباحث فرعي و ثانوي (نظير شيوه اداره کليسا، مفهوم دقيق عشاء رباني، روش تعميد، تعميد نوزادان) به‌صراحت در کتاب‌مقدس مشخص نشده‌اند و حکمي مستقيم در باره آنها نيامده است. اختلاف نظر در باره همين موضوعات فرعي بود که موجب اختلاف نظر در ميان پيشگامان نهضت اصلاحات گرديد



تأکيد بيش از حد بر نکات فرعي

در قرن بيستم نيز عاملي که سبب پيدايي چنين انبوهي از کليساهاي غيرفرقه‌اي شده، شايد عمدتاً اين باشد که رهبران اين گروهها گاه نکته‌اي بسيار فرعي را چنان بزرگ نمايانده‌اند که منجر به تشکيل گروه جديدي از کريزماتيک‌ها شده است. براي مثال، واعظي بر اساس رساله سوم يوحنا، آيه 2، تعليمي را اشاعه داد که به ”انجيل تندرستي و ثروت“ معروف شده است



تحميل عقايد زمانه

عاملي ديگر، جستجوي فرهنگ زمانه در لابلاي مطالب کتاب‌مقدس و تحميل آن بر اين کتاب مي‌باشد. براي مثال، هواداران نهضت فمينيستي (حقوق مسلم زنان) مدعي هستند که کتاب‌مقدس اين امر را به‌وضوح تعليم داده است. نمونه ديگر، موضوع برده‌داري بود که در سده نوزدهم موجب بروز جنگهايي خونين در ايالات شرقي آمريکا گرديد. هواداران برده‌داري و مخالفان آن، هر دو ادعا مي‌کردند که نظرشان به‌صراحت در کتاب‌مقدس تعليم داده شده است







تأکيد فقط بر يک دسته از آيات

عامل ديگر، تأکيد بر يک دسته از آيات به بهاي ناديده گرفتن دسته‌اي ديگر مي‌باشد. بهترين نمونه اين امر را در عقايد کالون و آرمينيوس مي‌بينيم. کالون بر آن دسته از آيات تأکيد مي‌گذاشت که بيانگر اين امر هستند که خدا از بدو خلقت، عده‌اي را براي رستگاري تعيين کرد و عده‌اي را براي هلاکت. آرمينيوس نيز بر آياتي تأکيد داشت که حاکي از اختيار و آزادي انتخاب انسان هستند. هر دو مکتب لاجرم برخي آيات را يا ناديده مي‌گيرند يا آنها را به‌نوعي تعبير و تفسير مي‌کنند



فرهنگ معاصر

در اين ميان، نبايد فراموش کرد که فرهنگ و تفکر زمانه ما مبتني است بر فردگرايي مفرط، شکستن هر نوع سنتي، و عدم تابعيت از اقتدار و مرجعيت مقامات ارشد. بارزترين نمونه اين امر را در روابط خانوادگي مشاهده مي‌کنيم. نه شوهر آن اقتدار کتاب‌مقدسي را دارا است، و نه والدين از احترام لازم. شاگرد مدرسه نيز براي معلم تعيين تکليف مي‌کند. جوانان هم ديگر پيش پاي سالخوردگان به پا نمي‌خيزند. پرده حجب و حيا و حرمت دريده شده است. متأسفانه بازتابهاي اين فرهنگ را در مذهب نيز شاهديم. هر عضوي به‌مجرد آنکه مقداري مطالعه کرد، مدعي مقام رهبري مي‌شود، کليساي خود را ترک مي‌کند، و کليساي جديدي براي خود تشکيل مي‌دهد



نقش خادمين

در اين آشفته‌بازار، نقش خادمين چيست؟ در اينجا نگارنده حقير اين مقاله، نظرات خود را بيان مي‌دارد که قطعاً فراگير نيست. اما طبق نظر او، شايد بهترين نقشي که خادم مي‌تواند ايفا کند، مجهز ساختن خود با مطالعات دقيق و گسترده باشد. خادم بايد به‌دقت از اصول اساسي اعتقادات مسيحي آگاه باشد. بايد علم تفسير را بداند. و لازم است از تاريخ کليسا و تاريخ انديشه مسيحي آگاه باشد

همچنين خادم بايد از تعاليم فرقه خود به‌دقت آگاهي داشته باشد و با تعاليم ساير فرقه‌ها نيز آشنا باشد. اين امر سبب مي‌شود که خادم بداند خودش چه مي‌گويد و ديگران چه؛ در ضمن، کمک مي‌کند تا پرده تعصبات برداشته شود و شخص بيشتر اهل مدارا گردد

خوشبختانه، امروز منابع بسيار مفيدي در زمينه اصول اعتقادات مسيحيت (براي فرقه‌هاي مختلف)، علم تفسير، تاريخ کليسا، و سير انديشه تفکر مسيحي به فارسي تهيه شده است و مسيحيت ايراني بايد به اين امر مباهات کند
تماس با ماکتابخانهدربـاره ماموعظهويـدئـوهاوسرودهاآنچه بايدبدانيمصفحه اصلي
www.abadiyat.com. All rights reserved.powered by
www.bestwebsite.ca