پس‌ ما به ‌شما بشارت ‌مي‌دهيم‌، بدان‌ وعده‌اي ‌که ‌به ‌پدران ‌ما داده ‌شد، که ‌خدا آن ‌را به ‌ما که ‌فرزندان‌ ايشان‌ مي‌باشيم‌ وفا کرد
آشنايي‌با کتابِ مقدس‌مسيحيان
کتابِ مقدسِ مسيحيان‌چيست‌؟ چه‌نوع‌کتابي‌است‌؟ مطالبش‌چيست‌؟ محتوايش‌چه‌مي‌باشد؟ چه‌کساني‌آن‌را
نوشته‌اند؟ در چه‌زماني‌؟ آيا اين‌کتاب‌معتبر است‌يا اينکه‌مورد تحريف‌واقع‌شده‌است‌؟ در اين‌مقاله‌ 
خواهيم‌کوشيد به‌اين‌سؤالات‌پاسخ‌دهيم
نام‌آن‌
        کتاب‌آسماني مسيحيان‌را «کتاب‌مقدس‌» مي‌نامند. در زبان‌يوناني‌، آن‌را  Biblion مي‌نامند، يعني‌
«کتاب‌عالي‌». در زبانهاي‌غربي‌نيز از شکلي‌از اين‌کلمه‌استفاده‌مي‌کنند   The Bible  در انگليسي‌
دو بخش‌عمده‌
        کتاب‌مقدس‌از دو بخش‌عمده‌تشکيل‌يافته‌است‌: عهدعتيق‌و عهدجديد

        عهدعتيق‌همان‌کتابي‌است‌که‌نزد ايرانيان‌به‌تورات‌معروف‌است‌؛ گاه‌نيز «تورات‌و زبور و
صُحُف‌انبيا» ناميده‌مي‌شود عهدعتيق‌در واقع‌مجموعه کتب‌مقدسه يهوديان‌مي‌باشد
        عهدجديد نيز مجموعه کتب‌مقدس‌مسيحيان‌است‌که‌پس‌از ظهور عيسي‌مسيح‌نوشته‌شد
عهدعتيق‌
        چرا اين‌بخش‌از کتاب‌مقدس‌را عهدعتيق‌مي‌نامند؟ اين‌عنواني‌است‌که‌مسيحيان‌بر کتب‌مقدسه
يهوديان‌نهاده‌اند علت‌اين‌نامگذاري‌اين‌است‌که‌اين‌کتاب‌ها حاوي‌پيمان‌و ميثاق کهني‌است‌که‌خدا با
قوم‌اسرائيل‌بست‌تا ايشان‌را براي‌خود قومي‌مقدس‌بسازد. وقتي‌زمان‌موعود فرا رسيد، خدا پيمان‌و
ميثاقي‌نوين‌منعقد ساخت‌، اما نه‌فقط‌با قوم‌اسرائيل‌، بلکه‌اين‌بار با تمام‌بشريت‌. اين‌ميثاق نوين‌را
عيسي‌مسيح‌براي‌بشريت‌به‌ارمغان‌آورد. از اينرو، کتاب‌هاي‌مسيحي‌را عهدجديد مي‌نامند، يعني‌ميثاق
نوين‌خدا با بشر
        اما چرا مسيحيان‌کتاب‌هاي‌مقدس‌يهوديان‌را جزو کتب‌مقدس‌خود به‌شمار مي‌آورند؟
علتش‌اين‌است‌که‌مسيحيت‌بر پايه‌عهدعتيق‌بنا شده‌است‌. گهواره مسيحيت‌دين‌يهود است‌. مسيح‌نيامد تا
ديني‌نو بياورد. او نيامد تا تورات‌و کتب‌انبياي‌يهود را باطل‌کند. او آمد تا اصول‌شريعت‌موسي‌و
پيشگويي‌هاي‌انبيا را که‌همگي‌به‌برقراري حکومت‌خدا بر جهان‌اشاره‌داشتند، جامه عمل‌بپوشاند 
عيساي‌ناصري‌همان‌مسيحاي‌موعود و پادشاهِ اين‌حکومت‌الهي‌بود. از
اين‌روست‌که‌مسيحيان‌تمامي‌کتاب‌هاي‌مقدس‌يهوديان‌را از جانب‌خدا مي‌دانند و آنها را معتبر مي‌شمارند
محتواي‌عهدعتيق‌
        محتوا و مطالب‌عهدعتيق‌به‌طور کلي‌عبارت‌است‌از: تاريخ‌مقدس‌قوم‌اسرائيل‌، احکام‌و
شريعت‌موسي‌، وحي‌هاي‌انبيا سروده‌هاي‌روحاني‌، و حکمت‌الهي‌
        عهدعتيق‌شامل‌39 کتاب‌مي‌باشد که‌به‌ترتيب‌زير تقسيم‌بندي‌مي‌شود
    تورات‌: 5 کتابِ نخست‌عهدعتيق‌را تورات‌مي‌نامند. تورات‌کتاب‌هايي‌است‌که‌موسي‌نوشته‌است‌. در اين‌5
کتاب‌، اصل‌و نسب‌قوم‌يهود از زمان‌آدم‌و حوا تا زمان‌ورود ايشان‌به‌سرزمين‌موعود آمده‌است‌. احکام‌و
شريعت‌موسي‌نيز در تورات‌يافت‌مي‌شود زمان‌اين‌رويدادها حدود 400 ر3 سال‌پيش‌است‌
    کتاب‌هاي‌تاريخي‌: 12 کتاب‌بعدي عهدعتيق‌، به‌شرح‌رويدادهاي‌تاريخي‌قوم‌اسرائيل‌مي‌پردازد 
اين‌رويدادها از ورود اين‌قوم‌به‌سرزمين‌موعود تحت‌رهبري‌يوشع‌، جانشين‌موسي‌آغاز مي‌شود.
سپس‌شرح‌داده‌مي‌شود که‌چگونه‌بني‌اسرائيل‌به‌مدت‌صدها سال‌به‌وسيله‌مردان‌يا زناني‌اداره‌مي‌شد که‌خدا از
ميان‌ايشان‌بر مي‌گزيد؛ اين‌افراد «داور» ناميده‌مي‌شدند. در اين‌دوره‌ قوم‌اسرائيل‌پادشاهي‌نداشت‌و
فقط‌به‌وسيله داوراني‌که‌خدا منصوب‌مي‌فرمود اداره‌مي‌شد
از حدود 000 3 سال‌پيش‌، خدا به‌دنبال‌اصرار قوم‌اسرائيل‌، پادشاهي‌به‌ايشان‌بخشيد.
نخستين‌پادشاه‌بني‌اسرائيل‌شخصي‌بود به‌نام‌شاؤل‌. پس‌از او، داود پيامبر به‌پادشاهي‌منصوب‌شد و پس‌از او
پسرش‌، سليمان‌، آن‌نبي‌معروف‌، بر تخت‌سلطنت‌نشست‌. اما پادشاهان‌قوم‌اسرائيل‌بعد از سليمان‌، اکثراً
مرداني‌فاسد و خطاکار بودند. از اينرو، سرانجام‌خدا اين‌قوم‌را مجازات‌کرد
و در حدود 600 2 سال‌پيش‌، ايشان‌را به‌دست‌پادشاه‌بابل‌به‌اسارت‌فرستاد. پس‌از هفتاد سال‌ 
طبق‌پيشگويي‌ارمياي‌نبي‌ اين‌قوم‌به‌دست‌کورش‌پارسي‌آزاد شدند و به‌سرزمين‌خود بازگشتند و به‌مرمت‌شهر
اورشليم‌و بازسازي‌معبد بزرگ‌سليمان‌پرداختند
    5 کتاب‌بعدي‌را کتاب‌هاي‌شعري‌و حکمت‌مي‌نامند. اين‌کتاب‌ها شامل‌مزامير داود و ساير
مردان‌خداست‌که‌سروده‌هاي‌روحاني‌قوم‌اسرائيل‌را تشکيل‌مي‌دهد. کتاب‌ايوب‌جزو کتب‌حکمت‌است‌که‌آن‌نيز
در اصل‌به‌صورت‌شعر نوشته‌شده‌است‌. کتاب‌امثال‌، جامعه‌، و غزل‌غزل‌ها، منسوب‌به‌سليمان‌مي‌باشد و
حاوي‌امثال‌و حکم‌و اشعار تغزلي‌است‌
    سپس‌17 کتاب‌از نوشته‌هاي‌انبياي‌يهود قرار دارد. در اين‌کتاب‌ها پيامهاي‌هشدار يا تسلي‌خدا
براي‌مقاطع‌خاصي‌از تاريخ‌بني‌اسرائيل‌ثبت‌شده‌است‌. علاوه‌بر اين‌، پيشگويي‌هاي‌متعددي‌نيز در مورد
حکومت‌خدا و مسيحاي‌موعود در آنها وجود دارد
زمان‌نگارش‌عهدعتيق‌
        بدينسان‌، نگارش‌عهدعتيق‌در حدود 400 3 سال‌پيش‌به‌دست‌موسي‌آغاز شد و در حدود 400 2
سال‌پيش‌با کتاب‌ملاکي‌نبي‌پايان‌يافت‌
عهدعتيق نزد کاتوليکها
            کليساي کاتوليک علاوه بر 39 کتاب رسمي (کانُني يا قانوني) عهدعتيق، قائل به 9 کتاب ديگر
نيز مي‌باشند که آنها را کتاب‌هاي کانُني ثانوي مي‌نامند. علت اين امر اين بوده که اين 9 کتاب، در ترجمه
يوناني عهدعتيق به‌نام ”ترجمه هفتادتنان (Septuagint) وجود داشته است. ترجمه هفتادتنان در حدود
200 سال قبل از ميلاد در مصر به‌دست يهوديان مقيم اسکندريه تهيه شد. رسولان مسيح از اين ترجمه
براي نقل قول از عهدعتيق استفاده مي‌کردند. به همين علت، اين 9 کتاب در طول تاريخ مورد پذيرش
کليسا بوده است. پيشگامان نهضت اصلاحات، اين 9 کتاب را جزو کتب کانُني به‌حساب نياوردند، ولي
مطالعه آنها را خالي از فايده نمي‌دانند. پروتستانها اين 9 کتاب را ”آپوکريفا“ مي‌نامند، يعني
مجهول‌الاصل
            سه کتاب از کتب کانني ثانوي حاوي داستانهاي اخلاقي است. دو کتاب ديگر شرح حال قيام
يهوديان را در دوره سلطه خشونت‌بار يونانيان بازگو مي‌کند. دو کتاب شبيه کتاب امثال است. و دو کتاب
ديگر منسوب به ارميا و کاتبش باروخ مي‌باشد
            کتاب کانني ثانوي مدتي پيش در ايران رسماً به چاپ رسيد و در دسترس قرار دارد
دوران‌سکوت‌
        پس‌از ملاکي‌نبي‌در حدود 400 سال‌پيش‌از مسيح‌، پيامبر ديگري‌در ميان‌قوم‌اسرائيل‌ظاهر نشد. در
نتيجه‌، کتابي‌نيز نوشته‌نشد. اين‌دوره‌را دوره‌سکوت‌مي‌نامند. تا آنکه‌در قرن‌اول‌ميلادي‌،
يحياي‌تعميددهنده‌رسالت‌خود را آغاز کرد، اما کتابي‌ننوشت‌. او آمد تا پيشرو و منادي‌ظهور
مسيحاي‌موعود باشد. به‌همين‌جهت‌، يحيي‌را معمولاً آخرين‌پيامبر در نظام‌عهدعتيق‌به‌شمار مي‌آورند، هر
چند که‌او سالها بعد از دوره عهدعتيق‌مي‌زيسته‌است‌
عهدجديد
        کتاب‌هايي‌که‌حاوي‌زندگي‌و تعاليم‌مسيح‌و نوشته‌هاي‌رسولان‌او مي‌باشد، عهدجديد را تشکيل‌مي‌دهند
عهدجديد شامل‌27 جزء يا کتاب‌است‌. اين‌کتاب‌ها که‌نزد ايرانيان‌مجموعاً به‌«انجيل‌» معروف‌است‌ 
به‌شرح‌پيمان‌و ميثاق نويني‌مي‌پردازند که‌خدا با بشر بست‌تا او را به‌واسطه جانفشاني‌عيسي‌مسيح‌بر
روي‌صليب‌، رستگاري‌بخشد
        پس‌از زنده‌شدن‌و عروج‌مسيح‌به‌آسمان‌، رسولان‌او پيام‌نجات‌بخشش‌را به‌نقاط
‌مختلف‌جهان‌مي‌رساندند. اين‌پيام‌اين‌بود که‌خدا پسر يگانه‌خود را به‌جهان‌فرستاد تا با مرگ‌خود بر صليب‌و
زنده‌شدنش‌، راه‌بخشايش‌گناهان‌انسان‌و رستگاري‌او را فراهم‌آورد چندين‌سال‌پس‌از عروج‌مسيح‌ 
زماني‌که‌بسياري‌از مردم‌در نقاط‌مختلف‌جهان‌پيام‌مسيح‌را پذيرفتند، روح‌القدس‌رسولان‌را هدايت‌فرمود تا
آنچه‌را که‌تا آن‌زمان‌به‌صورت‌شفاهي‌تعليم‌مي‌دادند، به‌نگارش‌در آورند. بدينسان‌بود
که‌بخشهاي‌مختلف‌عهدجديد به‌نوشته‌در آمد
انجيل‌ها
        همانطور که‌گفته‌شد، زندگي‌و تعاليم‌و کارهاي‌عيسي‌مسيح‌، قسمت‌مهم‌پيام‌شفاهي‌رسولان‌را
تشکيل‌مي‌داد. از اينرو به‌هنگام‌نوشته‌شدن‌اين‌پيام‌نيز زندگي‌مسيح‌قسمت‌مهمي‌از عهدجديد را تشکيل‌داد 
در عهدجديد، 4 کتاب‌به‌شرح‌زندگي‌و تعاليم‌مسيح‌پرداخته‌است‌. اين‌کتاب‌ها «انجيل‌» نام‌دارند.
انجيل‌واژه‌اي‌است‌يوناني‌به‌معني «مژده‌». روح‌القدس‌چهار نفر از رسولان‌و پيروان‌برگزيده‌را مقرر
فرمود تا زندگي‌عيسي‌مسيح‌را از چهار ديدگاه‌مختلف‌به‌رشته‌تحرير در آورند. هر يک‌از اين‌چهار نفر،
انجيل‌خود را خطاب‌به‌گروه‌خاصي‌نوشتند. متي‌' کتاب‌خود را براي‌مسيحيان‌يهودي‌نژاد نوشت‌و
به‌همين‌علت‌، در آن‌بر پيشگويي‌هايي‌که‌در مورد مسيح‌در عهدعتيق‌آمده‌بود، تأکيد گذارده‌و او را
همان‌مسيحاي‌موعود معرفي‌ کرده‌است‌ مَرقُس‌همان‌مطالب‌را براي‌مسيحيان‌روم‌نوشت‌. به‌همين‌علت‌،
مي‌بايست‌مطالب‌خود را مطابق‌با روحيه‌عمل‌گراي‌روميها مي‌نوشت‌و از بيان‌نکات‌فلسفي‌اجتناب‌مي‌ورزيد.
لوقا با هدايت‌روح‌القدس‌انجيل‌خود را براي‌يوناني‌هاي‌فلسفه‌دوست‌نوشت‌و از اين‌جهت‌تأکيد زيادي‌بر
تعاليم‌مسيح‌گذاشت‌. يوحنا نيز انجيل‌خود را براي‌تمام‌مسيحياني‌نوشت‌که‌مشتاِ بودند شخصيت‌و
هويت‌واقعي‌مسيح‌را از پس‌پرده‌ظاهري جسم‌او بشناسند. از اينرو، او بر بخشهايي‌از زندگي‌و
تعاليم‌مسيح‌را تأکيد مي‌گذارد که‌الوهيت‌و پسر خدا بودن‌او را نشان‌مي‌دهند
چرا 4 انجيل
        بسياري‌از وقايع‌زندگي‌مسيح‌و تعاليم‌او در هر 4 انجيل‌نقل‌شده‌اند، اما در بعضي‌از انجيل‌ها
اين‌مطالب‌با تفصيل‌کمتر يا بيشتر آمده‌اند. برخي‌وقايع‌نيز منحصراً در يک‌انجيل‌ذکر شده‌است‌. براي‌مثال‌ 
شرح‌تولد يحيي‌تعميددهنده‌فقط ‌در انجيل‌لوقا آمده‌است‌. يا موعظه‌بالاي‌کوه‌مسيح‌، در انجيل‌هاي‌متي‌و لوقا
نوشته‌شده‌، اما لوقا آن‌را به‌صورت‌خلاصه‌تر ضبط‌کرده‌است‌. نهايتاً وقتي‌مطالب‌هر چهار انجيل‌را کنار
هم‌مي‌گذاريم‌، شرح‌کاملي‌از زندگي‌و تعاليم‌مسيح‌به‌دست‌مي‌آوريم‌. به‌اين‌ترتيب‌، در ضمن‌اينکه‌هر يک‌از
اين‌انجيل‌ها هدف‌اوليه‌خود را در ميان‌خوانندگان‌و مخاطبين‌نخستينِ در آن‌روزگار عملي‌مي‌ساختند 
براي‌دوره‌هاي‌بعدي‌نيز تصوير تمام‌قدي‌از عيسي‌مسيحِ نجات‌دهنده‌به‌دست‌مي‌دهند.
نتيجه‌آنکه‌انجيل‌يعني‌مژده‌رستگاري‌انسان‌يکي‌است‌، اما چهار نفر تحت‌الهام‌الهي‌آن‌را نگاشتند
        در حدود نيمي‌از حجم‌عهدجديد را انجيل‌ها تشکيل‌مي‌دهند
کتاب‌اعمال‌رسولان‌
        پنجمين‌کتابِ عهدجديد «اعمال‌رسولان‌» نام‌دارد. در اين‌کتاب‌، چگونگي‌گسترش‌تدريجي‌پيام‌مسيح‌از
اورشليم‌تا سرزمينهاي‌مجاور، و از آنجا تا قلب‌امپراطوري‌روم‌،به‌اختصار تشريح‌شده‌است‌
رسالات‌
        21 جزء بعدي عهدجديد را «رساله‌» مي‌نامند. اين‌رساله‌ها نامه‌هايي‌هستند که‌پولس‌و پطرس‌و چند
رسول‌ديگرِ مسيح‌به‌کليساهاي‌مختلف‌نوشته‌اند تا آنها را راهنمايي‌کنند و مشکلاتشان‌را برطرف‌نمايند
کتاب‌مکاشفه‌
        آخرين‌کتاب‌عهدجديد، «مکاشفه يوحناي‌رسول‌» نام‌دارد. اين‌کتاب‌شرح‌رؤيايي‌است‌که‌خدا به‌يوحنا
نشان‌داد تا مسيحيان‌را از امور آينده‌آگاه‌سازد. گرچه‌در اين‌کتاب‌از تصاوير فوِبشري
بسياري‌استفاده‌شده‌است‌، اما پيام‌اصلي‌آن‌اين‌است‌که‌در نهايت‌، شيطان‌و نيروهايش‌مغلوب‌خواهند شد و
ملکوت‌و فرمانروايي‌خدا بر عالم‌هستي‌برقرار خواهد گرديد
زمان‌نگارش‌عهدجديد
        نگارش‌عهدجديد از حدود سال‌50 ميلادي‌آغاز شد. طبق‌نظر محققين‌، نخستين‌جزئي‌از عهدجديد
که‌نوشته‌شد، احتمالاً رساله‌اول‌پولس‌رسول‌به‌کليساي‌تسالونيکي‌(واقع‌در يونان‌امروز) است‌ 
آخرين‌کتاب‌عهدجديد، يعني‌مکاشفه يوحنا نيز احتمالاً در حدود سال‌90 ميلادي‌نوشته‌شده‌است‌ 
به‌اين‌ترتيب‌، نگارش‌عهدجديد حدود 40 سال‌به‌طول‌انجاميده‌است‌
ويژگي‌منحصربه‌فرد کتاب‌مقدس‌
  کتاب‌مقدس‌از ويژگي‌يي‌برخوردار است‌که‌آن‌را منحصربه‌فرد مي‌سازد
کتاب‌مقدس‌يک‌«شهادت‌نامه‌» است‌، شهادت‌نامه يک‌ملت‌در طول‌مدت‌زماني‌حدود 500ر1 سال‌ 
اين‌ملت‌همانا قوم‌اسرائيل‌است‌که‌به‌واسطه آنان‌يکتاپرستي‌اکنون‌در سراسر جهان‌انتشار يافته‌است‌ 
کتاب‌مقدس‌شهادت‌اين‌قوم‌است‌در مورد کارهايي‌که‌خدا در ميانشان‌انجام‌مي‌داد
        کتاب‌مقدس‌فقط‌وحي‌مُنزَل‌به‌يک‌نبي‌نيست‌که‌در گوشه‌خانه‌اش‌نوشته‌شده‌باشد. براي‌مثال‌، وقتي‌خدا
وحي‌يي‌بر موسي‌نازل‌مي‌کرد و با او سخن‌مي‌گفت‌، ديگران‌يا شاهد ماجرا بودند يا مي‌توانستند بازتاب‌آن‌را
مشاهده‌کنند. هنگامي‌که‌موسي‌بر فراز کوه‌سينا، ده‌فرمان‌را از خدا دريافت‌مي‌کرد،
قوم‌اسرائيل‌به‌چشم‌مي‌ديدند که‌کوه‌پوشيده‌از دود و آتش‌است‌. هيچيک‌از اين‌اتفاقات‌و هيچيک‌از اين‌وحي‌ها
در خفا رخ‌نمي‌داد و هيچيک‌نيز بي‌ارتباط‌به‌وقايع‌معاصر نبود. به‌همين‌دليل‌، درستي‌يا نادرستي
پيام‌يک‌نبي‌را مي‌شد به‌راحتي‌مورد تحقيق‌قرار داد
        به‌عبارت‌ساده‌تر، مي‌توانيم‌بگوييم‌که‌کتاب‌مقدس‌فقط‌«حرف‌هاي‌خدا به‌انسان‌» نيست‌؛
اين‌کتاب‌علاوه‌بر وحي‌هاي‌الهي‌(احکام‌نازله‌و نبوت‌هاي‌انبيا)، شرح‌اتفاقاتي‌است‌که‌«يک‌ملت‌»
شاهدش‌بودند. بسياري‌از اين‌رويدادها در همان‌زمان‌به‌نوشته‌در مي‌آمد. لذا مطالب‌کتاب‌مقدس‌حالت‌افسانه‌و
اسطوره گذشتگان‌را ندارد. تورات‌موسي‌شرح‌رخدادهايي‌است‌که‌در زمان‌نگارش‌روي‌مي‌داد. بلاهايي‌که‌بر
مصريان‌نازل‌گشت‌، باز شدنِ دريا در مقابل‌بني‌اسرائيل‌، نزول‌احکام‌خدا بر موسي‌زماني‌که‌کوه‌سينا در
آتش‌مي‌سوخت‌و از صداي‌رعد به‌خود مي‌لرزيد، و هزاران‌رويداد ديگر، در مقابل‌چشم‌صدها هزار نفر از
قوم‌اسرائيل‌رخ‌داد و نه‌فقط‌در تورات‌نوشته‌شد، بلکه‌سينه‌به‌سينه‌نيز منتقل‌گشت‌. اگر موسي‌در نوشتن‌آنها
خطايي‌مي‌کرد مشايخ‌قوم‌متوجه‌آن‌مي‌شدند
        انجيل‌ها نيز صرفاً حاوي‌تعاليمِ خصوصي مسيح‌به‌شاگردانش‌نيست‌، بلکه‌شرح‌معجزاتي‌است‌که‌در
حضور انبوه‌مردم‌صورت‌مي‌گرفت‌. هزاران‌هزار نفر به‌دست‌او شفا يافتند و ايشان‌براي‌دهها سال‌، شاهد
زنده‌بر کارها و تعاليم‌او شدند نام‌بسياري‌از آنها به‌عنوان‌مدرک‌در انجيل‌ها آمده‌است‌. نام‌ بارتيماؤس‌ 
به‌اين‌علت‌در انجيل‌آمده‌چون‌او در زمان‌نگارش‌انجيل‌ها زنده‌بود و مي‌توانست‌شهادت‌دهد
که‌عيسي‌بينايي‌اش‌را به‌او باز گردانده‌است‌. يا وقتي‌در
انجيل‌مي‌خوانيم‌که‌شخصي‌به‌نام‌شمعون‌قيرواني‌صليب‌عيسي‌را حمل‌کرد، نام‌او به‌اين‌دليل‌نوشته‌شد تا
خوانندگان‌بتوانند درستي ماجرا را از او تحقيق‌کنند. وقايع‌اين‌«شهادت‌نامه‌» در خلوت‌رخ‌نداد. پولس‌ 
آن‌رسول‌برجسته‌و دلير عيسي‌مسيح‌، هنگامي‌که‌در حضور بزرگان‌کشوري‌محاکمه‌مي‌شد، فرمود 
«پادشاهي‌که‌در حضور او به‌دليري‌سخن‌مي‌گويم‌، از اين‌امور مطلع‌است‌چونکه‌مرا يقين‌است‌که‌هيچيک‌از
اين‌مقدمات‌بر او مخفي‌نيست‌، زيرا که‌اين‌امور در خلوت‌واقع‌نشد» (اعمال‌26:26). مرگ‌و زنده‌شدنِ
عيسي‌مسيح‌در خفا واقع‌نشد، بلکه‌در مقابل‌چشمان‌شاهداني‌که‌در زمان‌نگارش‌انجيل‌ها زنده‌بودند
        به‌علاوه‌، کتاب‌مقدس‌شرح‌رابطه زنده‌و شخصي خدا با انسانهاست‌، انسانهايي‌که‌گاه‌در اوج‌ايمان‌و
تقوا بودند و گاه‌در لغزش‌و سست‌ايماني‌. شرح‌اين‌روابط‌که‌تحت‌الهام‌الهي‌نوشته‌شده‌اند، آشکارکننده اراده‌و
قصد متعالي‌خدا براي‌بشر است
        بدينسان‌، مي‌توان‌به‌حق‌گفت‌که‌کتاب‌مقدس‌کتابي‌است‌فراسوي‌وحي‌ها و الهامات‌انتزاعي‌ 
کتابي‌است‌مبتني‌بر رابطه زنده‌و شخصي‌خدا با انسانها. حتي‌وحي‌ها و مزامير (سروده‌هاي‌روحاني‌) آن‌نيز
همه‌مرتبط‌به‌اوضاع‌و احوال‌معاصرين‌است‌. محتواي‌آن‌را مردم‌در طول‌15 قرن‌تجربه‌کردند و زيستند
        کتاب‌مقدس‌به‌راستي‌شهادت‌نامه يک‌ملت‌است‌در طول‌500ر1 سال‌. از اين‌جنبه‌، کتاب‌مقدس‌در
ميان‌ساير کتب‌مذهبي‌منحصربه‌فرد است‌
کتاب‌مقدس‌، آشکارسازنده اراده خدا بر انسان‌
        پيش‌از هر چيز، بايد اين‌مسأله‌به‌طور عميق‌درک‌شود که‌خدا مايل‌است‌خود را به‌بشر آشکار سازد و
با او سخن‌گويد. خدا مي‌خواهد با انسان‌مصاحبت‌و ارتباط‌داشته‌باشد. خدا، خدايي‌است‌که‌سخن‌مي‌گويد و
خود را مکشوف‌مي‌سازد. اما خدا چگونه‌با انسان‌سخن‌مي‌گويد و خود را آشکار مي‌فرمايد
شناخت‌خدا از طريق‌طبيعت‌
        خدا، وجود و اراده‌خود را از چند طريق‌به‌انسان‌آشکار ساخته‌است‌. خدا از راه‌طبيعت‌با
انسان‌سخن‌گفته‌است‌. در طبيعت‌مي‌توان‌مکاشفه‌اي‌را از خدا مشاهده‌کرد. کلام‌خدا در
اين‌خصوص‌مي‌فرمايد: «چيزهاي‌ناديده‌او يعني‌قوت‌سرمدي‌و الوهيتش‌از حين‌آفرينش‌عالم‌بوسيله‌کارهاي‌او
فهميده‌و ديده‌مي‌شود تا ايشان‌را عذري‌نباشد» (روميان‌1:20). باز در جاي‌ديگري‌مي‌فرمايد 
«آسمان‌جلال‌خدا را بيان‌مي‌کند و فلک‌از عمل‌دستهايش‌خبر مي‌دهد»  مزمور 19:1
شناخت‌خدا به‌واسطه وجدان‌
        به‌علاوه‌، خدا از طريق‌وجدان‌انسان‌نيز با او سخن‌مي‌گويد. انسان‌به‌طور ذاتي‌از وجود خدا
آگاه‌است‌. هر شخص‌در درون‌خود احساس‌مي‌کند که‌وجود برتري‌هست‌که‌خالق‌همه‌چيز مي‌باشد 
معيارهاي‌اخلاقي‌نيز گويا در وجدان‌انسان‌حک‌شده‌و او را به‌سوي‌انجام‌راستي‌دعوت‌مي‌کند.
پولس‌رسول‌نيز مي‌فرمايد که‌شريعت‌و احکام‌خدا حتي‌در دل‌بي‌دينان‌نيز مکتوب‌است‌و
وجدان‌ايشان‌گواه‌است‌بر احکام‌الهي   روميان‌2:14و15
نارسايي اين‌طرز شناخت
        بلي‌، خدا از بيرون‌بوسيله‌کائناتي‌که‌آفريده‌است‌صحبت‌مي‌کند، و از درون‌توسط‌وجدان‌انسان‌. اما آيا
انسان‌به‌حقايق‌الهي‌موجود در طبيعت‌و به‌نداي‌وجدان‌خود پاسخ‌مثبت‌مي‌دهد؟ آيا طبيعت‌و
وجدان‌به‌تنهايي‌انسان‌را به‌سوي‌شناخت‌ذات‌خدا و اراده‌او هدايت‌کرده‌است‌؟ واقعيت‌اين‌است‌که‌انسان‌با
وجود دسترسي‌به‌نور تاباني‌که‌در خلقت‌هست‌، خدا را ترک‌کرده‌و به‌ضد او قيام‌کرده‌است‌. خدا بقدر
کافي‌براي‌شناساندن‌خود، روشنايي‌بخشيده‌است‌تا کسي‌ادعا نکند که‌او بي‌انصاف‌است‌ اما انسان‌با ميل‌خود 
نور طبيعي‌را رد کرده‌و خود را به‌هلاکت‌ابدي‌سپرده‌است‌. پس‌اين‌خدا نيست‌که‌انسان‌را به‌جهنم‌مي‌فرستد
بلکه‌اين‌خود انسان‌است‌که‌از خدا مي‌خواهد او را تنها بگذارد، چون‌مي‌خواهد مطابق‌ميل‌خود زندگي‌کند 
وقتي‌خدا با ناراحتي‌و بي‌ميلي‌، انسان‌را به‌حال‌خود وامي‌گذارد، جز نابودي‌و ارتداد و جهنم‌، چيزي‌براي‌او
باقي‌نمي‌ماند. بنابراين‌، طبيعت‌و وجدان‌به‌تنهايي‌نمي‌توانند انسان‌را به‌سوي‌خدا رهبري‌کنند
مکاشفه کامل‌خدا در مسيح‌
        از اينرو خدا بر آن‌شد که‌خود را از طريق‌فرزندش‌عيسي‌مسيح‌به‌بشر آشکار سازد و او را
به‌سوي‌خود فرا خواند. کلام‌خدا در اين‌زمينه‌توضيح‌داده‌مي‌فرمايد: «خدا در ايام‌قديم‌، در اوقات‌بسيار و
به‌راههاي‌مختلف‌بوسيله‌پيامبران‌با پدران‌ما تکلم‌فرمود ولي‌در اين‌روزهاي‌آخر بوسيله‌پسر خود با ما
سخن‌گفته‌است‌» (عبرانيان‌1:1و2 ترجمه‌جديد فارسي‌). خدا رستگاري‌انسان‌را از
طريق‌فرزندش‌عيسي‌مسيح‌مهيا کرده‌است‌. او تنها وسيله‌نجات‌بشر از گناه‌و محکوميت‌ابدي‌است‌
نقش‌کتاب‌مقدس‌
        اما يگانه‌راه‌براي‌آشنايي‌با پيام‌نجات‌بخش‌مسيح‌، کتاب‌مقدس‌است‌. در کتاب‌مقدس‌است‌که‌چهره‌مسيحِ
نجات‌دهنده‌آشکار شده‌است‌. از کتاب‌مقدس‌است‌که‌در مي‌يابيم‌خدا جهان‌را آنقدر محبت‌نمود که‌پسر
يگانه‌خود يعني‌عيسي‌را داد تا هر که‌به‌او ايمان‌آورد هلاک‌نگردد، بلکه‌حيات‌جاوداني‌يابد. از
کتاب‌مقدس‌است‌که‌درمي‌يابيم‌عيسي‌مسيح‌آمد تا با مرگ‌خود بر صليب‌ باعث‌شود خدا گناهان‌انسان‌را ببخشد
و او را به‌فرزندي‌بپذيرد. از کتاب‌مقدس‌است‌که‌پي‌مي‌بريم‌عيسي‌مسيح‌چهره‌قابل‌رؤيتِ خداي‌ناديده‌است‌و
فقط‌اوست‌که‌مي‌تواند خدا را آنطور که‌هست‌بر انسان‌آشکار سازد. اين‌پيام‌نجات‌، فقط‌از
طريق‌کتاب‌مقدس‌آشکار مي‌شود. بنابراين کتاب‌مقدس‌آشکارکننده خاص‌حقايق‌الهي‌است
        پس‌اگر کسي‌مي‌خواهد خدا را بشناسد و بداند که‌خدا براي‌انسان‌و نجات‌او چه‌طرحي‌دارد، بايد
به‌کتاب‌مقدس‌رجوع‌نمايد اينجاست‌که‌اهميت‌کتاب‌مقدس‌به‌طور کامل‌آشکار مي‌شود
کتاب‌مقدس‌چگونه‌الهام‌شده‌است‌
        اما حال‌که‌به‌اهميت‌کتاب‌مقدس‌در زمينه‌مکاشفه‌الهي‌پي‌برديم‌، اين‌سؤال‌مطرح‌مي‌شود که‌خدا
چگونه‌کتاب‌مقدس‌را به‌انسان‌بخشيد يا به‌عبارت‌ديگر خدا کتاب‌مقدس‌را چگونه‌به‌پيامبران‌الهام‌کرد؟
الهام‌چيست‌و چگونه‌صورت‌گرفته‌است‌
معني‌الهام‌
        در مورد الهام‌، دو آيه مهم‌در کتاب‌مقدس‌هست‌که‌آنها را در اينجا نقل‌قول‌مي‌کنيم‌؛پطرس‌رسول‌در
مورد الهام‌مي‌فرمايد نبوت‌به‌اراده‌انسان‌هرگز آورده‌نشد، بلکه‌مردمان‌به‌روح‌القدس‌مجذوب‌شده‌، از
جانب‌خدا سخن‌گفتند
دوم‌پطرس‌1:21 پولس‌رسول‌نيز مي‌فرمايد: «تمامي‌کتب‌از الهام‌خداست‌و به‌جهت‌تعليم‌و تنبيه‌و اصلاح‌و
تربيت‌در عدالت‌مفيد است‌
دوم‌تيموتاؤس‌3:15 و 16
        کلمه الهام‌که‌در اينجا به‌کار رفته‌، در اصل‌به‌معني‌«خدا دميده‌» مي‌باشد. در کتاب‌مقدس‌، منظور از
دم‌يا نَفَس‌خداهمان‌روح‌القدس‌است‌. در واقع‌خدا پيام‌خود را از طريق‌روح‌القدس‌بر انبياء دميده‌است‌. خدا
به‌وسيله‌روح‌القدس‌در انسان‌مي‌دمد تا او با چنان‌دقتي‌سخن‌بگويد يا بنويسد که‌حاصل‌کار او
به‌درستي‌منظور خود خدا را منعکس‌سازد.  به‌اين‌ترتيب‌، انبيا که‌نويسندگان‌کتاب‌مقدس‌هستند، تحت‌نفوذ و
قدرت‌روح‌القدس‌که‌روح‌خداست‌، قرار گرفتند. روح‌القدس‌فکر و ذهن‌ايشان‌را در دست‌گرفت‌و سخنان‌خدا
را در فکر ايشان‌قرار داد تا آن‌را به‌رشته‌تحرير درآورند، به‌طوري‌که‌آن‌پيام‌مصون‌از خطا بماند
روح‌القدس‌اشخاص‌را آنچنان‌در گزينش‌موضوع‌و کلمات‌هدايت‌کرده‌که‌کلماتي‌که‌آنان‌به‌کار گرفته‌اند، در
واقع‌کلمات‌خود خدا مي‌باشند
        از اين‌آيات‌چنين‌نتيجه‌مي‌شود که‌خدا خود منشأ کتاب‌مقدس‌است 
روح‌القدس‌عاملي‌است‌که‌توسط‌آن‌کتاب‌مقدس‌عطا شده‌و انسان‌وسيله‌اي‌است‌که‌به‌هدايت‌روح‌، کتاب‌مقدس‌را
به‌رشته‌تحرير در آورده‌است‌
تصور نادرست‌در مورد الهام‌
        اما در اينجا نکته‌اي‌وجود دارد که‌بايد حتماً روشن‌شود. اغلب‌اوقات‌، وقتي‌درباره‌الهام‌و
وحي‌سخن‌به‌ميان‌مي‌آيد، ممکن‌است‌اين‌تصور ايجاد شود که‌نويسندگان‌کتاب‌مقدس‌به‌هنگام‌دريافت‌وحي  
هويت‌و اراده‌خود را از دست‌مي‌دادند و تبديل‌به‌وسيله‌اي‌بي‌جان‌در دست‌روح‌خدا مي‌شدند و اين‌وسيله
بي‌جان‌، پيام‌خدا را مي‌نوشت‌. به‌عبارت‌ديگر تصور مي‌شود که‌نويسندگان‌کتاب‌مقدس‌، مانند
قلمي‌بي‌جان‌در دست‌خدا بودند و خدا بدون‌توجه‌به‌ميزان‌سواد و سطح‌درک‌و فرهنگ‌آنها کلمات‌خود را
به‌ايشان‌القا مي‌کرد. اگر بخواهيم‌در قالب‌اصطلاحات‌امروز سخن‌بگوييم‌، مي‌توان‌گفت‌که‌برخي‌تصور
مي‌کنند نويسندگان‌کتاب‌مقدس‌ماشين‌تحريري‌بودند که‌روح‌القدس‌پيام‌خدا را با آن‌تايپ‌مي‌کرد
نقش‌نويسندگان‌
        چنين‌تصوراتي‌از نحوه‌وحي‌و الهام‌نادرست‌بوده‌، خلاف‌کتاب‌مقدس‌مي‌باشد.
روح‌القدس‌به‌هنگام‌انتقال‌پيام‌خدا به‌ذهن‌نويسندگان‌، سواد و معلومات‌و قوه‌ درک‌و فرهنگ‌ايشان‌را در نظر
مي‌گرفت‌. به‌عنوان‌مثال‌وقتي‌روح‌خدا مي‌خواست‌مطلبي‌را به‌نويسنده‌الهام‌کند، کلماتي‌به‌کار نمي‌برد
که‌نويسنده‌معني‌يا املاي‌آن‌را نداند. يا مطالبي‌الهام‌نمي‌کرد که‌براي‌فرهنگ‌نويسنده‌ناآشنا يا نامأنوس‌باشد
        مطالب‌الهام‌شده‌، با خصوصيات‌اخلاقي‌، سبک‌نگارش‌و احساسات‌نويسنده‌هماهنگي‌داشت‌. در
واقع‌انبيايي‌که‌نويسندگان‌کتاب‌مقدس‌هستند، پيام‌الهام‌شده‌را لااقل‌از نظر مفهوم‌ظاهري‌و کلمات‌کاملاً
درک‌مي‌کردند و سپس‌آن‌را مي‌نوشتند. به‌همين‌دليل‌، قسمت‌هاي‌مختلف‌کتاب‌مقدس‌از نظر سبک‌نگارش‌با
يکديگر تفاوت‌دارند. نوشته‌هاي‌سليمان‌حکيم‌با نوشته‌هاي‌عاموس‌چوپان‌، و کتب‌پولس‌فيلسوف‌با
پطرس‌ماهيگير متفاوت‌است‌. اما آنچه‌که‌مهم‌است‌اين‌است‌که‌تک‌تک‌کلمات‌نوشته‌شده‌در
کتاب‌مقدس‌الهام‌مستقيم‌خداوند است‌و هيچگونه‌اشتباه‌و خطا در آن‌راه‌ندارد
        از اينروست‌که‌مي‌توان‌با يقين‌کامل‌اعلام‌کرد که‌کتاب‌مقدس‌تنها مرجع‌معتبر
براي‌اعتقادات‌مسيحي‌است‌. کتاب‌مقدس‌تنها وسيله‌اي‌است‌که‌در آن‌پيام‌خدا براي‌نجات‌و رستگاري‌بشر
مکشوف‌شده‌است‌. کتاب‌مقدس‌قانون‌کامل‌ايمان‌و عمل‌مسيحي‌است‌

تماس با ماکتابخانهدربـاره ماموعظهويـدئـوهاوسرودهاآنچه بايدبدانيمصفحه اصلي
www.abadiyat.com. All rights reserved.powered by
www.bestwebsite.ca